اخبار و مقالات

فهم تفاوت های جنسیتی در خردسالان

Boy & Girl Children Using Laptop Computer at Home

کودک خیلی زود بین آدمی از جنس مؤنث و آدمی از جنس مذکر تفاوت می گذارد، این توانایی از پایان نخستین سال زندگی اش دیده می شود. (۱) اگر عکس های آدم بزرگ های هر دو جنس را نشان دهند و از او بپرسند: « مامان کجاست ؟ »، « بابا کجاست؟ » او آن ها را بر اساس جنس شان نشان می دهد.

مرحله ی بعدی درخود شناسی به عنوان فردی مشابه دیگران در شناختن خود به عنوان پسر یا دختر است که در حدود هجده ماهگی روی می دهد.(۲) این بدان معنا نیست که کودک چنین مفهومی را به صورت جمله ی « من پسر هستم » یا « من دختر هستم » بر زبان می آورد، ولی می داند که دو جنس وجود دارد، پدر و مادرش متفاوت هستند و خود او شبیه پدر یا مادرش است. من با تعدادی از بچه های حدوداً دو ساله که خوب صحبت می کردند به تجربه ای دست زدم. هنگامی که از دختر بچه ها می پرسیدم: « تو پسری؟ » بی درنگ با یک « نه » قاطع رو به رو می شدم، و همین پاسخ را از پسر بچه هایی می شنیدم که از آنان می پرسیدم: « تو دختری؟ »

در همین سن، در پسرها شاهد نازیدن به جنس خود، و در نتیجه اعتقاد به برتری مردانه هستیم که از رهگذر محیط خانوادگی انتقال یافته است. در این باره بهتر است واکنش نمونه وار پسر بچه ای حدوداً دو ساله را ذکر کنیم که در برابر محبت و نوازش پیرزنی نا آشنا با لحنی خصومت آمیز پاسخ می دهد، « به من دست نزن، من پسرم! »

رنه زازو (۳) زمان آگاهی یافتن کودک از جنس خود را در حدود سه سالگی می داند و می گوید که در این سن پسر بچه می داند که پسر است یا دختر. با این همه در پرسش نامه ای که او تهیه کرده، از میان صد پسر بچه پاسخ گو، تعداد کسانی که ترجیح می دادند دختر باشند کمتر از یک درصد است؛ در حالی که از میان صد دختر بچه، پانزده نفر ترجیح می دادند پسر باشند. در سه سال و نیمگی پانزده درصد از دختر بچه ها نه فقط درگیرِ کشمکش رایج زنانه شده بودند، که خیلی هاشان دیگر از آن بیرون نمی آیند، بلکه همچنین می توانستند تمایل خود را به پسر بودن بر زبان آورند. اگر چند سال بعد عین همین پرسش نامه در باره ی جنس برگزیده تهیه شود بی تردید نتایج روشن تری به دست خواهد آمد. تعداد دختر بچه های ناراضی از جنس خود که آرزو دارند پسر باشند، مسلماً افزایش می یابد. بنابراین شناخت خود به مثابه عضوی از جنس مذکر یا جنس مؤنث بسیار زود اتفاق می افتد و آلسیا نیز به لحظه ای که با تمام جنب و جوشِ بی اندازه ی خود، که گویی خاص جنس « مذکر » است، کشف می کند که دختر بچه ای است شبیه مادرش و متفاوت با پدرش بسیار نزدیک است. او « مشابهت بالقوه ی » خود را با مادرش در خواهد یافت.
تا حدود چهار سالگی، با وجود تمام فشارهای تربیتی تبعیض آمیزی که به کودکان تحمیل می شود و در فصل پیش به بررسی آن ها پرداختیم، هنوز به دشواری می توان پسرها و دخترها را بر اساس رفتارشان طبقه بندی کرد؛ از بس که آنان به هم شبیه هستند و چیزهای واحدی را دوست دارند، بر می گزینند و انجام می دهند. تفاوت ها چندان آشکار نیستند و همواره باید از خود پرسید که آیا به رفتار مادرزادی هر کس مربوط می شوند یا به جنس او. در واقع غالباً تفاوت های نمایان تری بین فرزندانِ متعلق به یک جنس دیده می شود تا بین فرزندان دو جنس مختلف؛ و هر چه کودکان کم سن تر باشند، این نکته صادق تر است.

شارل برید (۴) معتقد است که:

” اغلب اتفاق می افتد که تفاوت های میان افراد یک جنسِ واحد مهم تر از تفاوت های میان افراد جنس های مختلف است. درنتیجه وقتی به تفاوت رفتاری شاخصی در پسر بچه یا دختربچه ای بر می خوریم، نمی توانیم با اطمینان بگوییم که این تفاوت را باید به خلق و خوی کودک نسبت داد یا به جنس او. ”

مارکو نیز پسر بچه ای سیزده ماهه است. هنوز به تنهایی راه نمی رود؛ وقتی تکیه گاهی دارد روی پا می ایستد و اگر انگشت کسی را بگیرد به سرعت جا به جا می شود. روی فرش یا پشت میز کوچکی می نشیند و سرتاسر روز چیزهای مختلف را دستکاری می کند و اغلب آن ها را به دهانش می برد. وقتی چیزی را دور از خود می بیند، با وجودی که می تواند به آسانی چهار دست و پا جا به جا شود، مدت زیادی با اشتیاق به آن خیره می گردد و فقط پس از تأملی طولانی تصمیم می گیرد که از جا بجنبد و آن را بردارد. به آدم ها بیش از اشیا توجه می کند، اغلب می خواهد که او را بغل کنند و این کار را با حالتی ملوس انجام می دهد: سرش را روی شانه خم می کند، با نگاهی پر تمنا و دلنشین به شخصی که قصد دل بردنش را دارد خیره می شود و لبخند را با لبخندی به راستی دل ربا پاسخ می دهد. خیلی گریه نمی کند، ولی وقتی پایش بیفتد دلش تسلای طولانی می خواهد. به حرف های تسلا بخش گوش فرا می دهد، نوازش ها را مشتاقانه پذیرا می شود و لبخند شادمانی بر لب می آورد. اگر کودک دیگری به او پر خاش کند از خود دفاعی نمی کند، نگاه های مضطربی به روی او می اندازد و می کوشد مهاجم را دور کند.

زیاد و با اشتها غذا می خورد، هر چیزی به او بدهند دوست دارد؛ وقتی غذاهای سفتی می خورد که با دست آن ها را یک راست به دهانش می گذارد بسیار مستقل است. چون منفعل، کند و اهل تأمل و تماشاست، برای عمل کردن نیاز دارد که بر انگیخته شود. بیشتر ترجیح می دهد که ببیند دیگران چه می کنند تا این که خودش دست به کار شود. خوابی آرام و طولانی دارد. مادرش با او مثل پسری رفتار می کند که با وی بازی می کنند؛ چندان توجهی به تمایلاتش ندارد، ولی او اعتراضی نمی کند. اگر بر حسب تصادف گرفتار وضعیتی ناجور شود – مثلاً زیر تخت کوچکش بماند و نتواند از آن جا بیرون بیاید – بی درنگ در برابر مشکل دست و پایش را گم می کند و از دیگران کمک می خواهد. اگر کسی برای بیرون آوردنش اقدامی نکند گریه یا اعتراضی نمی کند، فقط مضطرب است و منتظر می ماند. وقتی کسی به کمکش می آید، برای نشان دادن سپاس گزاری می کوشد خود را در بغلش جا کند و از آن جا پایین نیاید. مادرش که به میل خود او را اداره می کند – مثلاً وی را بیش از حد می خواباند – متهمش می کند که مثل عروسک ها است و به هزار و یک طریق می کوشد تا به دویدن، بازی کردن و به خصوص دفاع ازخود در برابر حمله ی دیگر بچه ها تشویق اش کند. شکایت مادر از آن است که مارکو در برابر حمله های رفقایش واکنش نشان نمی دهد؛ اغلب به او می گوید: « تو چه پسر بامزه ای هستی؛ » سپس او را به گرمی در آغوش می فشارد و می گوید: « تو آقا کوچولوی مامانت هستی. » او را مثل مردها لباس می پوشاند، می خواهد مثل مردها ادرار کند، به اندام تناسلی او که آن ها را بسیار مناسب می داند می بالد و شیرین کاری هایی را که مارکو انجام داده است به تفصیل و مغرورانه شرح می دهد. درباره ی آینده ی فرزندش برنامه ریزی می کند و عجله دارد که هر چه زودتر بزرگ شود، و از همین الان او را به چشم پشتیبان خود نگاه می کند.

از آن جا که مارکو آرام و مطیع است و خیلی پر شور نیست، او را وا می دارند که مهاجم تر باشد و روحیه ی رقابت بیشتری داشته باشد. اگر او دختر بود راحتش می گذاشتند، چون رفتارش با قاعده و رسم رایج همخوابی داشت. رابطه اش با مادرش احتمالاً برای هر دو پاداش کم تری داشت.

تا یک سالگی و حتی کمی بعد، حرکت های بدن، حالات، حرکات سر و دست، گریه ها و خنده ها برای هر دو جنس تقریباً یکسان هستند تا بعد رفته رفته متفاوت می شوند. در این سن پرخاشگری بیشتری که به پسرها نسبت داده می شود چندان بدیهی نیست؛ دخترها و پسرها همگی پرخاشگر هستند؛ پرخاشگری پسر بچه ها بعدها با هدف قرار دادن دیگران ادامه می یابد، اما پر خاش گری، در یک سالگی و بیشتر، در هر دو جنس مشترک است.

آیبل – آیبسفلت (۵) آن را رفتار مادرزادی نزدیکی و گریز می داند که به صورت عادت در آمده و دیگران را به دنبال کردن دعوت می کند: آیبسفلت این موضوع را با چاپ مجموعه ای از تصویرها نشان می دهد که در آن می بینیم دختر بچه ی سه ساله ای که صورتش را با دست می پوشاند، لبخند بر لب چشمک می زند.

تصویر دیگری هست که عموماً دیده می شود: پسر بچه ای در آغوش مادر، همراه با مخاطبی که توجه او را جلب کرده است ولی با وی زیاد آشنا نیست؛ پسر بچه صورتش را در شانه ی مادرش یا با دست هایش پنهان می کند و لبخند بر لب چشمک می زند و با اشارات تحریک آمیز و پیاپی سر و دست که توجه و حرکت های مرسوم را طلب می کند، نگاه مخاطب را به سوی خود می کشاند. به راستی که با یک نمایش عشوه گریِ حقیقی رو به رو هستیم!

این نوع رفتارها، درست به دلیل پاسخ های متفاوت بزرگ ترها به آن ها، در پسر بچه ها به تدریج که بزرگ می شوند کاهش می یابد، ولی در دخترها باقی می ماند. در مورددخترها، مایه خرسندی بزرگ ترهاست که دختر بچه از همان آغاز بسیار « زنانه » باشد و عشوه گری او با تأیید و تشویق رو به رو می شود. در مورد پسر بچه ها به عشوه گری آن ها توجهی نمی شود و الگوهای دیگری به آنان آموخته می شود.

درست از آن رو که بزرگ ترها به این دلربایی های پسر بچه ها به عشوه گری آن ها توجهی نمی شود و الگوهای دیگری به آنان آموخته می شود. درست از آن رو که بزرگ ترها به این دلربایی های پسر بچه ها پاسخ مثبتی نمی دهند و در عین حال آنان را به تقلید از رفتار و حرکات روشن تر، خشک تر و « مردانه » تر تشویق می کنند، این رفتارهای عشوه گرانه رفته رفته در او ناپدید می شوند. در دختر بچه ها، به عکس، چنین رفتارهایی از آن رو دوام می آورند که آنان می توانند از مادرشان و از زنان دیگر همان ها را تقلید کنند و انجامشان نیز با پاسخ مثبت و تشویق آمیز آدم بزرگ ها رو به رو می شود.

ناگفته نماند که دختر بچه هایی که مادرشان خشک، جدی و کم علاقه به رفتارهای به اصطلاح « زنانه » است، فهرست محدودی از عشوه گری دارند که اغلب هم موجود نیست، زیرا آنان هیچ سر مشقی نداشته اند خوش رویی و تمکین آدم بزرگ ها به دختر بچه ها نشان می دهد که اگر رفتارهای خوش رویانه و تمکین آمیزی در پیش گیرند بسیار بیشتر به خواسته های خود می رسند تا این که پا روی زمین بکوبند، هوس بازی در آوردند یا خواسته هایشان را مستقیم و با وقار طلب کنند. بدین ترتیب آنان یاد می گیرند که چنین جمله هایی بگویند: « من نمی توانم »، migna.ir « بلد نیستم انجامش دهم »، « خواهش می کنم کمکم کنید »، و همه ی این ها را با چنان دل نشینی و ظرافتی بر زبان می آورند که کسی تاب مقاومت نمی آورد. از آن جا که آنان نگران پاسخ گویی به هر انتظار هستند و می دانند هر چیزی را که می خواهند چه گونه باید به دست آورند، به همان موجود ضعیف، ناتوان، التماس کننده و دل نشینی بدل می شوند که بزرگ ترها معمولاً دوست دارند شاهدش باشند. این همان طرز کاری است که از نوباوگی آموخته می شود و به نحو گریز ناپذیری فعال است. زن در تمام طول زندگی از آن بهره مند می شود، البته به قیمت نداشتن استقلال و احساس محرومیتی که پیامد ناگزیر آن است.

یک وضعیت جنسی به شرطی دوام می آورد که وضعیت متضادی را در جنس دیگر به وجود آوریم. برتری و نیروی یک جنس صرفاً بر پایه ی فروتری و ضعف جنس دیگر استوار می شود. اگر پسر فقط به شرط سلطه گری خود را مردی کوچک می داند، حتماً باید کسی باشد که به پذیرش سلطه تن در دهد. اما اگر دیگر پسران را برای سلطه گری و دختران را برای پذیرش و دوست داشتنِ تن دادن به سلطه تربیت نکنیم، بر ویرانه های پیش داوری ها و سنت های حقیر و محدود، بیان ها و حالت های فردی دور از انتظار، باور نکردنی، بسیار غنی تر، بسیار گسترده تر و آفرینش گرانه تری می توانند شکوفا شوند.

مطلب قبلی

tomatoes اثر حفاظتی مصرف گوجه فرنگی (به‌ویژه به‌صورت پخته و رب گوجه فرنگی) در جلوگیری از سرطان پروستات به اثبات رسیده است. شانس بروز سرطان پروستات با گذشت سن افزایش می‌یابد و ممکن است به علت تغییرات هورمونی حاصل از نظیر کاهش مقدار آندرسترون یا افزایش مقادیر سرمی استروژن و استرادیول باشد. تماس با عوامل شغلی و محیطی شانس بروز سرطان را بیشتر می‌کند، شغلهایی که شانس بروز سرطان را بیشتر می‌کنند شامل کارگرانی که با کودها، بافتنی‌ها و لاستیک سر و کار …

مطلب بعدی

marriage تفاوت زیادی که بین دنیای زنانه و مردانه وجود دارد دیگر مسئله ای شناخته شده است و همه ما می دانیم که انتظارات آنها از شریک زندگیشان با هم فرق می کند. اما هنوز راه زیادی در پیش داریم که به تمامی این تفاوت ها پی ببریم. البته بسیاری از ما حتی چیزهایی که می دانیم را به کار نمی گیریم و اهمیت آن ها را دست کم می گیریم. در این مطلب 9 چیزی که اگر از شوهرتان انتظار …
کلیه حقوق و اسناد این سایت متعلق به گروه بین المللی آگاهان آینده پارس می باشد٬
و هرگونه برداشت از روی محتوای این سایت تنها با ذکر منبع بلامانع می باشد.